
مدتیه می خوام یه نمایش کار کنم - مدتیه یه موضوع رو دارم پرورش می دم برای نوشتن - مدتیه ...
اما نمی تونم تمرکز داشته باشم - تمرکز خودمو از دست دادم - انگیزه ای هم ندارم
می پرسین چرا؟
فضا فضای مناسبی نیست - همه پشت سر هم حرف می زنیم - هیچکس اون یکی رو قبول نداره - رو به رو ممکنه همه به هم احترام بذاریم اما ظاهر امر اینه - غیبت و از هم بد گفتن و همدیگه رو تکذیب کردن تمام انرژی بچه ها رو گرفته - هیچ جا همگرایی نمی بینی - هرکس به فکر منافع خودشه
( منافع؟!!! - مگه توی این اوضاع منافعی هم می شه پیدا کرد؟ )
چرا فکر می کنیم جای همدیگه رو تنگ کردیم؟ چرا بهم راه نمی دیم؟ چرا همدیگه رو نفی می کنیم؟
و بسیاری چراهای دیگه
اونایی هم که باید بشینن و فکری به حال این اوضاع بکنن دارن از آب گل آلود ماهی می گیرن
بزرگامون بزرگی نمی کنن - کوچیکامون رسم کوچیکی رو به جا نمی آرن - حرمت ها شکسته ...
بچه ها از تفرقه به هیچ جا نمی رسیم و اوضاع از اینی هم که هست بد ترمی شه
دلم تنگ شده برای دوستی برای یه رنگی برای صداقت
دلم تنگ شده برای نمایش