تبليغاتX
گروه نمایش آینه کرمانشاه
گروه نمایش آینه کرمانشاه

   

 نگاهی گذرا به تاریخ کمدی

      کمدی از نظر تاریخی دومین شکل اصلی نمایش پس ار تراژدی است . آشکاری و سادگی لحن و پایان خوش در کمدی ، آن را از شکل تراژدی مجزا می کند . کمدی به جای مضمونهای حماسی و آرمانی، با زندگی و واقعیت ها سر و کار دارد . امروز اصطلاح کمدی گسترش یافته و شامل همه ی نمایش هایی می شود که با شیوه ای ساده و با پایانی خوش نوشته می شوند .

     اصطلاح کمدی ، از اصطلاح کمدیای یونانی ( Komodia ) سرچشمه می گیرد . کمدیای یونانی شکل دگرگون یافته ی کوموس (Komos  ) است . کوموس نام مراسم جشنی بود که از سرچشمه ی کمدی حکایت می کند .

     کمدی به ظاهر در مراسم کهن دیونیزوسی (Dionysian ) و جشنهای همراه با آواز و عیش ونوش، رشد کرد .  در طی این مراسم و تشریفات مذهبی ، بازیگران مانند ساتیرها ، یعنی موجودات خیالی نیمه انسان و نیمه بز ، جامه می پوشیدند و صورتک می زدند و با فالوس های چرمین عظیم رژه میرفتند . آنان با شوخی های فی البداهه و لطیفه ، تماشاگران را دست می انداختند . سر انجام شاعران نیز برای این بذله گویی ها شعرهای فالیک سرودند . ارسطو ، کمدی آتن را برآمده از همین روند میداند که برای نخستبن بار ، در سده ی پنجم پیش از میلاد و به عنوان بخشی از جشنواره ی دیونیزوسیای شهر ،  به اجرا درآمد .

     نخستین کمدی های یونانی، دنباله ی پر سرو صدا و برانگیزنده ی بازیگران کمدی،در جشنواره های دیونیزوسی بود . در این کمدی های آغازین ، بازیگران به تمسخر و ریشخند بزرگان و مردمان برجسته و رویدادهای روز می پرداختند . کمدی عنصرهایی مانند گروه همسرایان ، تقلید ، و حتی فالوس های چرمین بازیگران جشنواره ها را نگاه داشته بود . شناخته شده ترین نویسنده ی کمدی کهن و تنها کمدی نویسی که برخی ازآثارش باقیمانده، آریستوفان (Aristophanes  ) است. او در آثارش با نسبت دادن زشت ترین و زننده ترین اعمال ، به آتنی های سرشناسی مانند سقراط می تاخت. به این دوره از کمدی که تا شکست آتنی ها از اسپارتیان در جنگ پلوپونزی به طول انجامید، کمدی کهن می گویند .

     در فاصله ی سالهای ۴٠٠ تا ۳۴٠ پیش از میلاد ، با پیروزی مقدونیه و زوال امپراطوری یونانی ، دگرگونی های شدیدی در شرایط اجتماعی پایتخت به وجود آمد که بازتاب آن را می توان در انتقال کمدی کهن به کمدی میانه یافت . تفاوت های عمده ی این دوره عبارت بودند از : تغییر زشتی و      بی پردگی بیان به شوخی و طنزی روزمره و غیر جنجالی ، عمومی و محافظه کارانه شدن مضامین ، و اجراهایی که با اعمالی عجیب و بدون شباهت به یک کمدی طرح و شخصیت شکل می گرفتند . در این نوع از کمدی از پاراباسیس ( Parabasis ) یا سرودی که نمایشنامه نویس طی آن اندیشه های خود را با تماشاگران درمیان گذاشته و آنان را مورد خطاب قرار می داد ؛ کاسته شد .

     نمایشنامه های آخر آریستوفان ، نشانه های آغاز دوران کمدی میانه را دارند . در این آثار تاکید و پافشاری بر هجو مضمون های سیاسی ، جای خود را به طرح محافظه کارانه ی مضمون های اجتماعی داده و لحن زشت ، هرزه و تند ، قالبی آرام و حساب شده یافته و از آزادی عمل گروه همسرایان کاسته شده است .

     کمدی نو با " مناندر " ( Menander ) نمایان شد . در کمدی نو ، موضوعات دیگری مورد تاکید قرار گرفت . این بار تخیل و حادثه آفرینی در طرح ، جایگزین ریشخند و تمسخر شخصیت های اجتماعی شد و موضوع های خصوصی و خانوادگی ، جای مضمون های عام و همگانی را گرفت .

     بنابراین تصویر کردن مضمون های شخصی مورد نظر نویسنده ، و وجود شخصیت های قالبی ، کمدی نو را شکل داد . همین کمدی بود که به وسیله ی کمدی نویسان رومی اقتباس شد و به کار رفت و از این طریق ، رومی ها برخی از کمدی های سرزنده ، باروح ، خشن و ناهنجار کهن را دوباره احیا کردند . برجسته ترین کمدی نویسان رومی عبارت بودند از :  پلوتوس ( Titus Maccius Plautus ) و ترنس  Publius Terentius) ) . کمدی رومی شامل دو بخش می شد : " کمدی تماشایی " که جایگزین تقلید و لال بازی گردید و " کمدی ادبی " که برای خواندن نوشته می شد و جزئی از کلاس های آموزشی به حساب می آمد .

     کمدی در سده ی ششم میلادی به وسیله ی کلیسا مورد فشار قرار گرفت ؛ اما کلیسا خنده و هجو را نمی توانست به طور کامل از میان بردارد . در سده های میانه ، خنیاگران یا نوازندگان دوره گرد ، بندبازان و بازیگران صورتک پوش که لال بازی می کردند ، سنت کمدی را زنده نگه داشتند . به تدریج و بانفوذ مضمون های دنیوی به کلیسا ، کمدی با نمایش های رمز و راز ( Mystery ) سده های میانه ، دوباره احیا شد . در این کمدی چهره ی مردمان مقدس و ریش سفیدان با زندگی فقیرانه ی روستاییان و چوپانان در هم آمیخت . در دوران نوزایی بود که نمایش صحنه ای غیر مذهبی شکل گرفت . در این دوره ، نمایش مردم پسند و نمایش ادبی ، هر دو وجود داشتند . برای مثال در ایتالیا " کمدیا دل آرته " و نمایش های خواندنی " لودویکو آریستو " و " نیکولو ماکیاولی " وجود داشت . با گسترده شدن نوزایی این دوگانگی از میان رفت و کمدی شیوه های گوناگونی گرفت .

     در انگلستان تفاوتی که میان تراژدی و کمدی وجود داشت با ترکیبی که " ویلیام شکسپیر " از عنصرهای این دو ساخت از میان رفت . در اسپانیا " لوپه دو وگا " (Lope de vega  ) نمایشنامه هایش را در زمینه ی حادثه آفرینی های عشق می نوشت . این نمایشنامه ها اگرچه کاملاً کمدی نبودند ؛ اما عنصرهای کمدی مانند عدم طرح خشونت و پایان های خوش در آنها وجود داشت . در همان زمان " بن جانسن " بازگشتی به محتوای کمدی رومی کرد و حاصل آن نمایشی خوش آیند و خنده آور بود که درواقع اساس آن توجه به نمایش رفتار بود . " کمدی رفتار " با به نمایش گذاشتن بلاهت انسان ، خنده را به ارمغان می آورد .

     کمدی رفتار در سده ی هفدهم میلادی بر صحنه ی تماشاخانه های انگلیسی و فرانسوی چیره شد و با کمدی های " پی یر کرنی " ( Pierre Corneille )، مولیر، ویلیام ویچرلی (William Wycherley ) و ویلیام کونگرو (William Congreve ) به بالاترین کیفیت خود رسید .

      در سده ی هجدهم بود که " کمدی احساساتی " یا " کمدی گریه آور " پدیدار شد . در این نوع کمدی، پرهیزگاری و احساس با ظاهربینی دست به گریبانند . در انگلستان کمدی احساساتی بهترین نمود خود را نه در صحنه بلکه در داستان های کوتاه " فیلدینگ " (Fielding ) و " اسمولت " ( Smollett) یافت .

     در سده ی نوزدهم مکتب برابری انسان و گرایش به طبیعت گرایی در هنر ؛ کمدی اجتماعی " الکساندر دومای پسر " ، کمدی اندیشه ی " جرج برنارد شاو " و کمدی کنایی و نیمه تراژدی " آنتوان چخوف " را به ارمغان آورد . در همین زمان یک کمدی سبک و بی ظرافت همراه با رقص و آواز که کمتر به شخصیت و گفتگو ، و بیشتر به ناسازگاری موقعیت ها و زیاده روی در مسخرگی می پرداخت ، رو به گسترش نهاد . این کمدی مانند همان کمدی هایی بود که تماشاگران کمدی های آریستو فان و پلوتوس می پسندیدند . ابن کمدی بسان شورشی بود که در برابر لحن جدی کمدی های پیش از خود شکل گرفته بود .

     در سال های پیش از آغاز سده ی بیستم ، این شورش در کمدی ادبی هم رخ داد . این کار به وسیله ی " جان میلینگتن سینج " (John Millington Synge  ) و " شون اکیسی " (Sean O'Casey  ) و دیگرانی شکل گرفت که می کوشیدند شعر و تخیل را جایگزین کمدی کسل کننده ی آن زمان کنند . بعدها نوع تازه ای از کمدی در کارهای " ساموئل بکت " ، " لوئیجی پیراندللو " (Luigi Pirandello  ) و "اوژن یونسکو " پدید آمد . این کمدی تازه ، پوچی زندگی اجتماعی معاصرش را با طنزی تلخ و غم انگیز تصویرمی کرد . در حدود میانه ی سده ی بیستم ، چشم انداز انسانِ جهان صنعتی ، چنان دگرگون شده است که حماسه ، کمدی ؛ و کمدی ، حماسه به نظر می رسد . چنانکه گویی کمدی ناب و تراژدی ناب امکان وجود ندارد .

 

 

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |