تبليغاتX
گروه نمایش آینه کرمانشاه
گروه نمایش آینه کرمانشاه
 

کمی درمورد زندگی نیل سایمون

ماروين نيل سايمون (Marvin Neil Simon) در چهارم جولاي سال 1927 م. در محلة برانكس (Bronx) در شهر نيويورك به دنيا آمد. و در شمال «منهتن» رشد يافت. پدرش يك فروشنده دوره‌گرد بود و يهودي‌مسلك. ايروينگ (Irving) دو پسر داشت كه «نيل» پسر كوچك‌ترش بود. برادر او «دانيل» نيز در دوران كوتاهي به نويسندگي پرداخت.
نيل سايمون‌ِ جوان در فاصله سالهاي 45 و 1944 مدت كوتاهي را در دانشگاه نيويورك و در همين فاصله نيز مدتي را در دانشگاه دنو‌ِر (Denver) گذراند؛ سپس به ارتش ايالات متحده پيوست و از همين جا بود كه كار نويسندگي‌اش را در كمپ روزنامه ارتش آغاز كرد. پس از جدا شدن از ارتش، سايمون‌ِ جوان به نيويورك باز مي‌گردد و شغلي به‌عنوان كارمند دفتري در «برادران وارنر1» براي خود دست و پا مي‌كند.
پس از مدت كوتاهي، نيل با برادرش د‍‌َني، آغاز به نوشتن ج‍ُنگهاي شاد و كمديهاي2 تلويزيوني و راديويي مي‌كنند. آنها در جريان كار با هنرمندان‌ِ بزرگ‌ِ عرصة كمدي مثل «م‍ِل بروكس» (Mel Brooks)، «وودي آلن» (Woody Allen) و «لاري گيلبرت» (Larry Gilbert) آشنا مي‌شوند.
نيل سايمون براي نوشته‌هاي تلويزيوني‌اش بارها و بارها كانديداي دريافت‌ِ جايزه «ا‌ِمي»3 مي‌شود اما آن را دريافت نمي‌كند!
نيل سايمون در فصل تئاتري 1965 با نوشتن نمايشنامه «بيا و ساز خودت را بزن»4 وارد كارهاي صحنه‌اي مي‌شود. او در خاطرات خودش نوشته است كه اين متن را بيش از بيست بار بازنويسي كرده است. او در سالهاي بعد نيز با اين آثار در براد‌ْو‌ِي‌ْ به كار خود ادامه مي‌دهد: «پا برهنه در پارك»5، «زوج تنها»6، «محبت شيرين»7 و «دختري كه با ستاره پولك‌دوزي شد»8.
در فصل تئاتري 71ـ70 او با سه اثر در تئاتر يوجين اونيل در نيويورك ظاهر مي‌شود: «هتل پلازا»9، «عاقبت عشاق سينه‌چاك»10 و «قولها، قولها»11. هرچند كه سايمون بيش از هر نويسنده آمريكايي معاصر خودش، استعداد نشان داده بود اما بسيار طول كشيد تا منتقدين نيم‌نگاهي به او بيندازند. در 1973 م. به دنبال مرگ همسرش، درحالي‌كه روزگار رو به رشدي نداشت و دو اجراي ناموفق از آثارش به معناي شكست نسبي بودند تصميم به مهاجرت به كاليفرنيا مي‌گيرد.
«پزشك نازنين»12 در 1973 م. و «محبوب خداوند» 13 در 1976 م. دو اجراي ناموفق او بودند. او پس از مهاجرت به لس‌آنجلس با شور و حرارت بيشتري به كار مي‌پردازد و پس از ازدواج با همسر دومش (در سال 1977 م.) آغاز به نگارش «فصل دو»14 مي‌كند. منتقدين اين نمايشنامه را بهترين اثر او تا آن زمان ارزيابي مي‌كنند و موقعيت سايمون بدين ترتيب تثبيت مي‌شود.
چهارمين كمدي موزيكال او به نام «آنها دارند ترانه ما را مي‌نوازند»15 (در سال 1979 م.) موفقيت زيادي كسب كرد اما سه نمايشنامه بعدي او ناموفق از آب درآمدند. نويسندة خستگي‌ناپذير ما سرانجام در 1983 م. منتقدان را شگفت‌زده، جايگاه خود را به‌عنوان يكي از بهترين طنزنويسان عرصة تئاتر، تثبيت كرد. او سه نمايشنامه به‌صورت تريلوژي (Trilogy) و با تأثير از زندگي شخصي خودش مي‌نويسد. اولي به نام «مرور كردن خاطرات ساحل»16 كه تحت تأثير دوران كودكي خود اوست و در 1983 م. روي صحنه رفت. دومي با نام «بلاكسي بلوز»17 در 1985 م. روي صحنه رفت و راجع به خدمت او در ارتش بود و سومي با نام «گروه برادوي»18 كه به آغاز كارش در تلويزيون مربوط مي‌شد در 1986 م. به اجرا درآمد. منتقدين او را باهوش و كنجكاو خطاب كردند و به يكباره تيتر خبري بيشتر روزنامه‌ها شد.
نيل سايمون در سال 1991 م. با نوشتن شاهكارش «Lost in Yonkers» برنده جايزة «پوليتزر»19 در درام شد و براي بار سوم جايزة «توني»20 را دريافت كرد. آثار صحنه‌اي او بيش از هر نويسندة ديگري به فيلم برگردانده شده است. به‌علاوه او تعداد زيادي فيلمنامه نوشته است كه براي نگارش برخي از آنها كانديداي دريافت جايزة اسكار شده است؛ از آن جمله مي‌توان به فيلمنامه‌هاي غير اقتباسي «پسران طلوع»21 (در 1975 م.) و «هتل كاليفرنيا»22 (در 1978 م.) اشاره كرد. او در همين سال جايزه «گلدن گلاب» را براي فيلمنامه «دختر خداحافظي»23 دريافت كرد. او جايزه منتقدين نيويورك، جايزة شوبرت، جايزة «آنتوانت پري» و بسياري جوايز ديگر را از آن خود كرده است و در آستانة هشتاد سالگي هنوز مي‌نويسد. در بيست و سوم ژوئن سال 1983 م. تئاتر آلوين (Alvin) در برادوي به تئاتر نيل سايمون تغيير نام يافت. او خود دربارة كارش مي‌گويد:
«آن‌طور كه من چيزها را مي‌بينم، زندگي هم خنده‌دار است و هم غم‌بار. من نمي‌توانم يك وضعيت خنده‌دار را تصور كنم كه در عين حال غمگنانه نيز نباشد. من عادت داشتم از خودم بپرسم كه موقعيت طنزدار چيست؟ و چه چيزي آن را خنده‌دار مي‌كند؟ و حالا پاسخ مي‌دهم: موقعيت غم‌بار چيست؟ و اينكه من چطور مي‌توانم آن غم را با مايه‌اي از طنز بيان كنم.
من دوست ندارم براي كمدينها بنويسم؛ من دوست دارم تا براي بازيگران بنويسم. بهترين كمدينها، البته بهترين بازيگران نيز هستند.»
٭ ٭ ٭

پي‌نوشتها:

1ـ كمپاني برادران وارنر از معتبرترين مؤسسات فيلمسازي در هاليوود است. نيل سايمون مسئول رسيدگي به نامه‌هاي رسيده در يكي از دفاتر اين كمپاني بود.
2- Revue
3ـ جايزة Emmy ويژة آثار تلويزيوني در آمريكاست.
4- Come blow your horn
5- Bare foot in the park
6- The ood couple
7- Sweet Charity
8- The star span gled Girl
9- Plaza Suite
10- Last of the Red Hot Lovers
11- Promises, Promises
12- The good Doctor
13- God's Favorite
14- Chapter Two
15- They are playing our song
16- Brighten Beach Memoirs
17- Biloxi Blues
18- Broadway Bound
19- Pulitzer
20ـ جايزة Tony در تئاتر معادل با جايزة «اسكار» در سينماست.
21- The sunshine Boys
22- California Suite
23- The Goodbye Girl


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

 

کمی در باره زندگی یوجین اونیل


داستان زندگی یوجین اونیل (متولّد ۱۸۸۸) – که در عکس همراه خانواده‌اش دیده می‌شود و در آن زمان، نمایشنامه‌نویسی سرشناس بوده – غریب و شگفت‌انگیز است. پدر یوجین اونیل، بازیگر تئاتر بود و پسر، هفت سال آغازین زندگیش را با گروه تئاتری پدر در سفر گذراند. سپس، پیش از اینکه به مدرسه‌ای سکولار برود، هفت سالی را در مدرسه‌ای به‌شدّت مذهبی گذراند. امّا، وقتی وارد کالج شد، مردی شراب‌خوار و زن‌باره بود؛ بنابراین بیش از یک سال در دانشگاه پرینستون دوام نیاورد و اخراج شد. این مسأله موجب شد تا در کلاس کوتاه مدّت نمایشنامه‌نویسی هاروارد شرکت کند و تحصیلات رسمی‌اش اینطور به پایان رَسَد. اونیل، بعد از آن به نیویورک رفت و بیشتر وقتش را با برادر بزرگترش به میگساری گذراند. در ۱۹۱۰ با اوّلین همسرش ازدواج کرد؛ امّا به‌دلیل بی‌مبالاتی‌ها و سفرهای ماجراجویانه‌اش، زندگی مشترک طولانی با هم نداشتند. اونیل، وقتی در ۱۹۱۲ به نزد خانوادة پدری‌اش برگشت. تحت تأثیر آشفتگی و رنج پدر افسرده، بیمار و دلسرد و مادر معتاد به مورفینش، تصمیم گرفت نمایشنامه‌نویس شود. پنج سال را صرف نوشتن نمایشنامه‌های یک‌پرده‌ای کرد تا نهایتاً در ۱۹۲۰ میلادی یکی از سه جایزة پولیتزرش را بخاطر «فراسوی افق» برد. در ۱۹۱۸، با اگنس بولتون ازدواج کرد و صاحب دو فرزند – شان و اونا – شد. عکس، احتمالاً مربوط به همین دوره است. دورة موفّقیّت اونیل، با نوشتن آثار مشهور دیگر ادامه پیدا کرد؛ امّا، با مرگ پدر، مادر و برادر و نیز شکست ازدواجش نوار موفقیّت‌هایش موقّتاً گسسته شد. با درک این شکست‌ها، اونیل شروع کرد به نوشتن داستانها و نمایشنامه‌هایی دربارة پیچیدگی‌های زندگی خانوادگی با شخصیّت‌هایی روان‌شناسیک که به‌دنبال هویّت‌هایشان می‌گردند. همة اینها موجب شد اونیل پیش از مرگش در ۱۹۵۳ یکی از مشهورترین نمایشنامه‌نویسان آمریکایی قرن بیستم باشد.


عکس را عکّاسی ناشناس از یوجین اونیل سرشناس و خانواده‌اش در سالهای ۱۹۲۰ میلادی و احتمالاً در دهکدة گرینویچ برداشته است؛ جایی که آن سال‌ها محل زندگی بسیاری از اهالی تئاتر مانند مارتا گراهام، کول پورتر، جیمز بالدوین و داشیل همت بود. به‌جز یوجین اونیل، دختربچّه‌ای که روی زانوی مادرش نشسته هم، بعدها مشهور و سرشناس می‌شود. اونا اونیل، سالها بعد با مشهورترین کارگردان و بازیگر کمدی جهان – چارلی چاپلین – ازدواج می‌کند.

 يوجين اونيل” بيش از هر نمايش نامه نويس ديگري رئاليسم نمايشي را كه آنتوان چخوف، هنريك ايبسن و آگوست استريندبرگ پيشگامان آن بودند به حوزه نمايش هاي آمريكا معرفي كرد.
شخصيت هاي آثار او اغلب حاشيه نشينان جامعه اند كه سعي در حفظ اميدها و آرمان هاي خود دارند اما سرانجام به دام ياس و اسيتصال مي افتند.
نخستين اثر منتشر شده اونيل،” فراسوي افق”، در سال 1920 عرضه شد و با استقبال فراوان مواجه شد از جمله اين كه جايزه “پوليتزر” را دريافت كرد او در سال 1936 نيز برنده نوبل ادبيات شد.
از ديگر آثار مي توان به : ميمون پشمالو 1922 ، امپراطور جونز، آنا كريستي 1922، آرزو زير درختان نارون 1925 ، ميان پرده عجيب 1928 آه برهوت 1933 آدم برفي مي آيد 1939 سفر طولاني روز به شب 1941 اشاره كرد.”اونيل” در سال 1953 در هتل شرايتون بوستون درگذشت.


 

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |