تبليغاتX
گروه نمایش آینه کرمانشاه
گروه نمایش آینه کرمانشاه
 

حميد سمندريان در سال 1310 در تهران متولد شد. شروع فعاليت تئاتريش در حين تحصيل در دوره متوسطه بود او در كلاسهاي تئاتر و هنر پيشگي استادان حسين خيرخواه ـ شباويز و نصرت كريمي شركت و تحصيل نموده است اين كلاسها زير نظر استاد عبدالحسين نوشين اداره مي‌شد. حميد سمندريان همچنين ويلون مي‌نواخت و از شاگردان ذوالفنون بود.
وي پس از اتمام دوره دبيرستان به اروپا سفر كرد و در آلمان ... (ادامه مطلب را کلیک کنید )


ادامه مطلب

لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

اگر خوب فکر کنید لحظاتی را به خاطر می آورید که در حین تماشای یک تئاتر یا درست لحظه ای که به رسم دیرین برای گروه دست می زنید،با خود می گویید :"خوب بود اما اگر من بودم بهتر از این عمل می کردم".

اگر ساده از کنار جملات نگذریم باید بپرسیم چرا خوب بود؟ و چرا می شد بهتر از این عمل کرد؟ پیشنهاد نگارنده این است که در این مواقع از طرح این سوال که نواقص اثر هنری مذکور چه بود و چه چیزی  می توانست به جای آن باشد بپرهیزیم.

اثر هنری مورد نظر می تواند طراحی صحنه، کارگردانی، بازیگری، موسیقی و تمامی عناصر  یک نمایش باشد.

در آغاز برای اینکه دچار سر در گمی نشویم و با مبنایی مشترک بحث را پی بریزیم، باید بگویم که در این یادداشت، قصد ندارم در مورد تاملات فلسفی پیرامون نسبیت، استتیک و از این دست تعاریف قلم بزنم، که این مباحث در جای خود ارزشمند و اساسی هستند، بلکه قصد دارم تا یکی از دغدغه های عملی هنرمند، در فرآیند خلق و ارایه اثر هنری را با هم بشکافیم.

بر این اساس یادداشتم را به دو بخش تقسیم می کنم.

بخش اول

خوب بود اما...

پر واضح است که صفت خوب، به اثری که در عناصر اساسی و اصولی از قبیل تحلیل، فکر اصلی و غیره دچار اشکال باشد تعلق نمی گیرد. منظور از تحلیل، تحلیل تمامی عوامل اجرای تئاتر یعنی کارگردان، بازیگر، طراح و ... است چه آن دست از تحلیل که عمومی است و در تمامی گروه مشترک است و چه آن بخش که به دریافت شخصی هر کدام از هنرمندان گروه تعلق دارد ،به عبارتی کارگردان فکر اصلی متن را خوب فهمیده و ایده های اجرایی اش بر آن اساس درست است و طراح، بازیگر، آهنگساز و غیره و غیره هم دارای تحلیلی درست و چارچوب اجرایی درستی هستند پس مشکل کجاست؟ براستی فکر  می کنید حالا که همه درست فهمیده اند و روش اجرایی مناسبی را انتخاب کرده اند مشکل کجاست؟

با این پرسش به سراغ بخش بعدی یادداشت می رویم

بخش دوم

...اگر من بودم بهتر عمل می کردم

نگارنده بر این باور است که دو عامل در شکل گیری این جمله در ذهن مخاطب حرفه ای یا هنرمند مخاطب، موثر است و آن دو عامل عبارتند از،عدم دقت و سخت گیری در فرآیند خلق و ارایه. سعی می کنم با چند مثال ملموس مطلب را بشکافم. صحنه ای را مجسم کنید که گروهی از هنروران  همسرایان یا در بسیاری از تئاتر ها سیاهی لشکر روبروی شخصیت قهرمان قرار گرفته اند. در این حین یکی از آنها به هر علت غلطی از خلاقیت نابجای خود بهره می برد و توجه مخاطب را می دزدد.

در این لحظه فاجعه رخ داده است، یکی از تاثیر گذارترین لحظات نمایش با یک تکان بی دلیل، خودنمایی یا هر چیزی به هم ریخته است و چه بسا از هدف گروه که نیشتر به احساس تماشاگر است بازمانده ایم، با تمام درستی تحلیل و میزانسن و طراحی و چه و چه تماشاگر از کار بریده است او از این به بعد دست به سینه می نشیند به پشتی صندلی تکیه می دهد و احتمالاْ به شکلی کاملاْ روشنفکرانه چانه اش را با انگشت می خاراند و شاید هم به جذابیتهای دیگر اثر چشم بدوزد. این نتیجه عدم سخت گیری کارگردان در توجیه و هدایت گروه است.

مرد و ماه

یک مثال دیگر مجسم کنید طراح صحنه با دکوری عظم شهر تب را ترسیم کرده و دکوراتورها آن را ساخته انددرست لحظه ای که ادیپ برای گفتگو با مردم طاعون زده تب، به بالای ساختمان آمده است لبه ی یکی از مقواها که قرار است یکی از تخت سنگ های ساختمان باشد، جدا می شود و از قضا نزدیک ردای بلند ادیپ قرار می گیرد بازیگر مدام تلاش می کند از این مهلکه بگریزد مبادا لباسش به مقوا بگیرد و کنده شود این تلاش توان فرسا به تماشاگر هم منتقل می شود حالا او هم آرزو دارد که این صحنه زودتر بگذرد و مشکلی برای ادیپ پیش نیاید و نتیجه نهایی همان اتفاق قبلی تماشاگر از کار بریده است این هم چیزی نیست جز عدم دقت یکی از دستیاران صحنه در چساندن یک مقوا به توری ساختمان به همین سادگی اما نتیجه...

و مثال آخر که کمی سطح مسئله را عمیقتر بنماید، اگر کارگردان باشید حتماْ کارهایی با جدول زمان بندی فشرده را تجربه کرده اید در یک دوره تمرینی ۱۵ جلسه ای با بازیگران در جلسه یازدهم یا دوازدهم به این نتیجه می رسید که گروه تا ۸۰ درصد به آنچه می خواستید نزدیک شده است فقط کمی ناهماهنگی بازیگران رقصنده مانده است و چند حرکت در صحنه جنگ با شمشر بازیگران اصلی و یکی دو لحظه ساده دیگر شما خوشحالید که به وعده خود عمل کرده اید و در تاریخ مورد نظر به اجرا خواید رسید. تمرینها شما را راضی کرده است و این دو سه روز آخر از دقت و سخت گیری خود بر نحوه اجرای گروه، ارایه بازی بر اساس تحلیل و غیره کم می کنید، در این حالت اجرا خوب از آب در می آید، اما مطمئن باشید تماشاگر به آن جمله ی ...اما اگر من بودم بهتر عمل می کردم خواهد رسید.

مثال از این دست بسیار است و حتماْ شما نیز دیده اید و تجربه کرده اید گاهی فاصله تبدیل یک اثر هنری متوسط به مطلوب به همین نزدیکی است کافی است کمی دقت کنیم و سخت بگیریم


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
برگزاري بيستمين دوره جشنواره‌هاي تئاتر استاني به صورت رقابتي از نظر مرکز هنرهاي نمايشي بلامانع است.
محمد حيدري مسئول امور استان‌هاي مرکز هنرهاي نمايشي به خبرنگار سايت ايران تئاتر گفت: با توجه به تجربه چندساله برگزاري همايش‌هاي استاني و اشتياق گروه‌هاي جوان به رقابتي بودن اين جشنواره‌ها، از امسال جشنواره‌هاي تئاتر استاني مي‌توانند به صورت رقابتي برگزار شوند.
جشنواره‌هاي تئاتر استاني بين ماه‌هاي مهر، آبان و آذر و جشنواره‌هاي منطقه‌اي هم در دي ماه 87 برگزار خواهد شد.
وي ادامه داد: در عين حال مرکز هنرهاي نمايشي همچنان از اجراهاي عمومي و پيشکسوتاني که خارج از رقابت حضور دارند، حمايت خواهد کرد.
ارديبهشت تئاتر ايران
حيدري افزود: ارديبهشت تئاتر ايران يکي از برنامه‌هاي مهمي است که در ابتداي سال 87 و همزمان با هفته تئاتر در 30 استان کشور برگزار مي‌شود که اختتاميه آن در تهران و تالار وحدت خواهد بود.
تقدير از پيش‌کسوتان
وي ادامه داد: تقدير از پيشکسوتان و فعالان تئاتر سال 1386 استان‌هاي مختلف از جمله برنامه‌هاي بزرگداشت روز جهاني تئاتر است.
هفته تئاتر استان‌ها
حيدري با اشاره به برگزاري هفته تئاتر استان‌ها گفت: برگزاري اين هفته تئاتري در سال گذشته به علت نبود سالن مهيا نشد اما امسال و از خردادماه براي هر 30 استان کشور يک هفته تئاتري در تالار محراب تهران در نظر گرفته شده است.
وي افزود: کارهايي که در اين هفته تئاتري اجرا مي‌شود از سوي استان‌ها معرفي مي‌شوند و محدوديتي ندارند؛ به طوري که استان مي‌تواند هر هفت روز اجرايش را به يک نمايش يا بيشتر از آن اختصاص دهد.
کارگاه‌هاي آموزشي
مسئول امور استان‌ها ادامه داد: بحث آموزش را در سال 87 به صورت جدي ادامه خواهيم داد. درسال 84، 15 استان کشور از کارگاه‌هاي آموزشي برخوردار بودند و در سال جديد هم در 15 استان باقيمانده و با حضور اساتيد مجرب، کلاس‌ها و کارگاه‌هاي آموزش برگزار خواهد شد.
چهارفصل تئاتر ايران
چهارفصل تئاتر ايران از ديگر برنامه‌هايي است که مرکز هنرهاي نمايشي در سال جديد قصد برگزاري آن را دارد.
حيدري با اشاره به اين برنامه گفت: مرکز هنرهاي نمايشي در سال 87 در نظر دارد از توليدات 120 اثر فاخر نمايشي در استان‌هاي کشور حمايت مالي به عمل آورد که در چهارفصل سال آثاري را اجرا کنند.
وي ادامه داد: فصل اول اين برنامه به انقلاب و دفاع مقدس، فصل دوم به تئاتر عروسکي و کودک و نوجوان، فصل سوم به مضامين اجتماعي و فصل چهارم به مضامين ديني و عاشورايي اختصاص دارد.
حيدري افزود: هر استان سه يا چهار نامزد را براي هر فصل معرفي کرده که طرح‌ها و ايده‌هاي اجرايي خود را ارائه کرده‌اند. اين طرح‌ها در شورا بررسي مي‌شود و براي هر فصل از هر استان يک کارگردان انتخاب مي‌شود که در مجموع از هر استان 4 کارگردان در سال جديد با مرکز قرارداد مي‌نويسند.
وي ادامه داد: سابقه کارگردان، تازه و بديع بودن طرح، جذب مخاطب و پرداختن به مسايل بومي و منطقه‌اي کارها مهمترين فاکتورها براي انتخاب اين آثار هستند.
انتشار نمايشنامه‌هاي منتخب
وي افزود: مرکز هنرهاي نمايشي همچنين به منظور معرفي و حمايت از نمايشنامه‌نويسان موفق شهرستاني در نظردارد نمايشنامه‌هاي منتخب هر استان را در قالب مجلدهاي نمايشي به چاپ برساند.

لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
هر ساله در روز جهانی تئاتر یکی از هنرمندان به نام عرصه این هنر پیامی را برای جهانیان ارائه می کند. امسال به رسم همین سنت، رابرت لیپیج که از نمایشنامه نویسان، بازیگران و کارگردانان و طراحان صحنه مشهور کانادا است این مهم را به انجام رسانده. وی یکی از هنرمندان ساختارشکن در عرصه تئاتر محسوب می شود. متن زیر ترجمه فارسی از روی برگردان انگلیسی پیام روز جهانی تئاتر است که به زبان فرانسه منتشر شده است.

فرضیه هایی درباره خاستگاه تئاتر وجود دارد، اما یکی از آن ها که من آن را تفکر برانگیزترین می دانم به شکل حکایت است:
شبی، در آغاز روزگار، گروهی از انسان ها در معدنی گردهم آمدند تا دور آتش خود را گرم کنند و قصه بگویند. ناگهان یکی از آنان فکری کرد، ایستاد و از سایه خود برای به نمایش گذاشتن داستانش استفاده کرد. با به کار گیری نور شعله ها، او شخصیت ها را به ظهور رساند، بزرگتر از زندگی، بر دیوارهای معدن. عجبا، دیگران به نوبت همان کار را کردند در ترسیم قوی و ضعیف، ستمگر و ستمدیده، خدایگان و انسان.
امروزه، نور نورافکن ها جایگزین آن آتش بزرگ شده اند، و لوازم صحنه، دیوارهای معدن. و با کمال احترام به تمامی آن هایی که حساس اند، این حکایت به یاد ما می آورد که تکنولوژی آغاز تئاتر است، و اینکه نه تنها نباید به عنوان تهدید انگاشته شود بلکه به عنوان عنصری یکی کننده دیده شود.
بقای هنر تئاتر وابسته است به ظرفیت آن در پذیرایی از ابزارها و زبان جدید. چرا که چگونه تئاتر می تواند ادامه دهنده شهود پیامدهای عظیم عصر خود باشد و تفاهم بین مردم را ارتقا بخشد بدون آنکه خود روح آزادگی داشته باشد؟ چگونه می تواند به خود ببالد، برای ارائه راه حل ها ی مشکلات، و دفع نژادپرستی اگر در عمل، خود در برابر هرگونه هم بستگی و یکپارچگی مقاومت کند؟
برای نمایاندن جهان با تمام پیچیدگی های اش هنرمند می بایست اشکال و ایده های نوین را پیش کشد و به هوش تماشاگر ایمان بیاورد، کسی که توانایی دارد چهره انسانیت را در میان نمایش ابدی نور و سایه تشخیص دهد.
حقیقت دارد که بازی زیاد با آتش مخاطرات بزرگی برای ما دارد، اما فرصتی نیز پیش می آورد: ما خود را می سوزانیم، اما در عین حال آگاهی و حیرانی می دهیم.

رابرت لیپیج
کبک 17 فوریه 2008


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |