تبليغاتX
سید محمد جواد معراجی
( گروه نمایشی آینه کرمانشاه )
 

اردی بهشت تئاتر در کرمانشاه

می خواستم مطلبی در مورد مراسم اردی بهشت تئاتر کرمانشاه که در روز پنج شنبه مورخ ۲۸/۲/۱۳۹۱ در تالار انتظار کرمانشاه برگزار گردید بنویسم اما دیدم سایت " کرمانشاه پست " به نقل از آقای " دانیال حیدری " که از دوستان تئاتری شهرستان اسلام آباد غرب است خلاصه ای از مراسم را نوشته عین مطلب ایشان را در این جا درج می نمایم:

همزمان با روز جهانی تئاتر مراسم اردیبهشت تئاتر استان کرمانشاه روز پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت 1391 در محل تالار انتظار برگزار شد و از شعار سال ۱۳۹۱ تئاتر کرمانشاه ( تولید آثار فاخر- جذب مخاطب و احترام به پیشکسوت) پرده برداری شد.

در ابتدای مراسم مدیرکل فرهنگ و ارشاداسلامی استان  حجت الاسلام آفتابی طی سخنانی از تبدیل مجتمع فرهنگی هنری انتظار به مجموعه تئاتر شهر و برگزاری جشنواره نمایش های عاشورائی نقالی و تعزیه در آذرماه سالجاری همزمان با نمایشگاه بین المللی کتاب استان خبر داد .

در این برنامه " سید محمد جواد معراجی " به عنوان مرد اخلاق (۱) در عرصه تئاتر استان شناخته شد و لوح سپاس خود را از دستان حجت الاسلام آفتابی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه دریافت کرد و به نمایندگی از حضار پیام روز جهانی تئاتر نوشته شده توسط جان مالکویچ را قرائت نمودند.

تقدیر از مدیران همکار تئاتر و تئاتر یاور و زوج های هنری استان بخش دیگر مراسم بود.

در ادامه از گودرز رضائی ( اسلام آبادغرب) ، ساحره حسین آبادری ( کنگاور) ، زهرا مرادی، طاهره فتحی ( کرمانشاه ) ، امین احمدی( هرسین ) ، مجتبی حشمتی منش ( سنقر)، بابک سوری( کرمانشاه) وعبدالرضا غلامی بعنوان فعالان تئاتری سال ۹۱ مورد تقدیر قرار گرفتند . نکته قابل تأمل برنامه امسال تقدیر از هنرمندان تمامی شهرستانهای صاحب تئاتر استان بود که نسبت به ۴ سال گذشته افزایش چشمگیری داشت .

همچنین خانواده های هنرمندان متوفای تئاتر استان از جمله خانواده  بهزاد حسینخانی از هرسین ، ناصر مبارکشاهی ، صحبت الله خدایاری ، محمدرضا فرهنگیان و زنده یاد نصرت الله سیافی مورد تکریم واقع شدند .

در پایان برنامه مراسم تندیس های برگزیدگان به  بهزاد حیدری ، نسرین احمدی ، از اسلام آبادغرب و حسین نادری، ابراهیم مرادی، محسن سالار ی، فریبا صادقیان و نسیم نامدار طاهری ، محمد رضا درند ، سروش پیمبری از کرمانشاه اهدا شد .

 (۱) البته این لطف دوستان بوده و الا من کجا و این حرف ها کجا؟!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 17:33  توسط معراجی  | 

 

پس از گذشت بیش از یک سال از اجرای طرح استقرار گروه های تئاتر استان ها - مجددآ با دعوت دفتر طرح استقرار - سرپرستان ( مدیران ) گروه های تئاتری در یک گردهمایی یک روزه دور هم جمع شدند و با هم تجدید دیدار نمودند و این بهترین دست آورد این گردهمایی بود.

قرار بود ساعت ۸ صبح اولین نشست رسمی با حضور مسوولین دفتر استقرار و سرپرستان گروه ها برگزار گردد.

هشت صبح سالن گردهایی پر بود  همه آماده بودند - اما مسوولین نیامدند - ۹ صبح شد - هنوز مسوولین نیامده بودند - دریغ از یک توضیح - شرکت کنندگان معترض سالن را ترک کردند - هنوز کسی پاسخ گو نبود.

عده ای رفتند بقیه هم دو - دو و سه - سه و جند - جند دور هم جمع شده بودند و نسبت به این موضوع گفت و گو می کردند که ناگهان ندا دادند: آقایان بفرمایید - آقایان هم فرمودند.

یک ربع گذشت کسی از مسوولین نیامد - نیم ساعت گذشت - اتفاقی نیافتاد دوباره مدعوین سالن را ترک کردند و همچنان کسی نه توضیحی داد نه پاسخی. عده ی دیگری رفتند و عده ای ماندند.

نازک خیالی می گفت:این یعنی هیچکس مسوولیت تئاتر را نمی پذیرد

دیگری گفت نه یعنی مسوولین تئاتر پاسخ گو نیستند.

سومی گفت خیر این یعنی تئاتر مشکلی ندارد که بخواهیم در موردش صحبت کنیم.

چهارمی هم گفت معنی آن توهین به تئاتری هاست.

اما نفر پنجم گفت خیر نه توهین - نه پاسخ گویی نه احساس مسوولیت نه ...

به نظرم می خواست مسئله مهم تری را مطرح کند که باز نداسر دادند: آقایان بفرمایید و این برای بار سوم بود که آقایان می فرمودند.

جمعیت کمتر از نصف بودند و این کاملآ مشهود بود.

به هر حال دکتر دفتر استقرار با نسخه ای فرا گیر وارد شده و در مورد تآخیر در برگزاری توضیح دادند - ایشان ضمن عذر خواهی دلیل عقب افتادن جلسه را نگرفتن مجوز تجمع از مراجع ذیصلاح عنوان کردند و ...

نازک خیالی گفت: عذر بد تر از گناه یعنی این - از سی و یک استان حدود سی صد چهار صد نفر را دعوت کرده اند اما یادشان رفته برای تجمع آنان مجوز بگیرند.

دومی گفت: عجب دلیل قانع کننده ای.

سومی گفت: کاش می گفتند ترافیک بوده و دیر رسیدیم.

چهار می گفت: به هر حال دلیلش هرچه بوده عدم مدیریت است و ...

اما نفر پنجم گفت: نه این است و نه آن است و نه...

به نظرم می خواست مسئله مهم تری را مطرح کند که دکتر استقرار با تشکر از همکارانش برای این که زحمات کارکنان دفتر استقرار را تشریح کند فرمود: همکارانشان در دفتر استقرار شبانه روز کار کردند و حتی در ایام عید فقط چهار روز اول را تعطیل بودند.

نازک خیالی گفت: خوب تعطیلات رسمی عید نوروز هم  فقط چهار روز است و بعد از آن باید همه سر کار باشند .

دومی گفت: این ها که مثل همه از تعطیلات رسمی استفاده کرده اند.

سومی گفت: من هم در ایام عید فقط چهار روز اول را تعطیل بودم عجب تلاش گری هستم.

چهارمی کفت:بیچاره هلال احمر و نیروی انتظامی و صدا و سیما و بیمارستان و آتش نشانی و ارژانس و ... که همان چهار روز هم تعطیل نبودند.

اما نفر پنجم خواست چیزی بگوید که نوبت به دکتر داریوش مودبیان رسید ایشان هم با ذکر خاطراتی جلسه را جمع کرد و همه با هم به خوشی و خرمی رفتیم برای نهار.

خدا را شکر تئاتر هم یا مشکلی برای حل کردن نداشت یا مشکلش را قبلآ حل کرده بودند.

و اما جلسه بعد از نهار ( جایتان خالی خورش لپه با چهار تیکه خلال سیب زمینی در هتل پنج ستاره اسپیناس ).

طبق معمول جلسه بعد از ظهر هم با تاخیر یک ساعته در تالار وحدت شروع شد.

وزیر محترم دیر آمد و زود رفت ( وزیر است دیگر )

وزیر محترم طی سخنرانی قرایی از هالیوود و بالیوود گفت تا صحنه ی مقدس تئاتر و توان جوانان کشور و آمار بیشترین چاپ کتاب در بین کشور های جهان اسلام و آمار بازدید کنندگان از نمایشگاه کتاب و به هر حال از هر دری سخنی و در لابلای سخنان گهربارشان از تئاتر سیار هم حمایت فرمودند.

نازک خیالی گفت: مگر جوشکاریم که موتور جوشمان را به کول بکشیم و خدمات در محل ارائه دهیم  یا کار حلاجی هستیم یا آب حوضی یا برف پارو کن یا ... ( البته با ادای احترام به همه ی کارگران در این مشاغل شریف - به هر حال انجام هر کاری یک شرایطی را لازم دارد )  

به هر حال در ادامه کتاب استقرار با یک کلیپ هندی رو نمایی شد و یک نفر که از قبل به عنوان نماینده گروهای شهرستانی انتصاب شده و متنش هم از قبل برایش نوشته شده بود مشکلات تئاتر را جمع بندی!!! کرد.

و بعد هم سخنرانی آقای معاونت فرهنگی وزارت خانه و نقالی و شعر طنز و جشن استقرار و خداحافظ تا سال آینده ... 

 پایان

( این پایان را به سبک فیلم فارسی تصور بفرمایید )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 13:19  توسط معراجی  | 
 

همه ی ما می دانیم که در طول تاریخ سینمای ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی فیلم های سیاسی بسیاری ساخته شده است که هرکدام در زمان خود تآثیرگذار و بحث برانگیز بوده و برخی از آن فیلم ها نیز همچنان بی بدیل و منحصر به فرد مانده اند، اما هیچکدام نه در زمان اکران و نه پس از آن ادعایی بر بهترین بودن یا سیاسی ترین بودن ندارند اما این روز ها فیلمی  اکران شده است که در تبلیغات خود ادعای بزرگی کرده، ادعایی که در نوع خود بی نظیر است و صد البته غیر قابل اثبات، سازندگان فیلم " قلاده های طلا " در تبلیغات خود مدعی هستند که این فیلم " سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران " است، من هرچه در حافظه ام این فیلم را با فیلم های سیاسی ایرانی که دیده ام مقایسه می کنم نه تنها هیچ برتری نسبت به بقیه فیلم ها ندارد، شاید گاهی هم ضعف هایی باعث بروز تفاوت های فاحش این فیلم با فیلم های هم سبک خود می شود که جای بحث دیگری دارد.

منتقدان و کسانی که سینمای ایران را دنبال می کنند، می توانند فیلم های زیادی را نمونه بیاورند که در طول تاریخ ایران ساخته شده اند و بسیار سیاسی تر از " قلاده های طلا " هستند، فیلم هایی که از زمان اکرانشان تا کنون اگر نگوییم بی همتا مانده اند می توان گفت که انگشت شمارند ( قابل ذکر است که زمان ساخت فیلم در میزان سیاسی بودنش موثر است ).

می توان نمونه های بسیاری از فیلم های سیاسی بزرگ و موثر ایرانی را نام برد که پیش از انقلاب ساخته شده اند و با توجه به زمان و مکان اکرانشان از این فیلم بسیار سیاسی تر بوده اند. فیلم هایی مانند: گاو، تنگسیر، ساز دهنی، گوزن ها و فیلم های بزرگ و مطرح دیگری که در زمان خود و حتی تا کنون بسیار سیاسی تر از این فیلم بوده اند و سازندگان آن هرگز چنین ادعایی نکرده اند.                        

                      

                ساز دهنی                                                    گاو                                                   تنگسیر

به نظر می رسد در میان فیلم های بعد از انقلاب هم این فیلم نمی تواند سیاسی ترین باشد چرا که در میان فیلم های بعد از انقلاب نیز بسیاری از فیلم های سیاسی ساخته شده اند که این فیلم خیلی هم سیاسی باشد، ممکن است هم سطح آنان قرار گیرد، فیلم هایی مانند: از کرخه تا راین، آژانس شیشه ای، ارتفاع پست  - به رنگ ارغوان - سگ کشی - زندان زنان - و حتی اخراجی های 1و2و3 ( که البته در مورد این آخری بحث فراوانی دارم که انشاالله در فرصتی مناسب به آن می پردازم ) و بسیاری دیگر که در ذهن هر علاقمند سینمای ایران متبادر می شود و ضرورتی برای ذکر نامشان نیست.

        

             آژانس شیشه ای                                             سگ کشی                                            به رنگ ارغوان

البته باید ببینیم منظور تهیه کننده یا تبلیغات چی این فیلم از " سیاسی ترین " بودن چیست؟

شاید فیلم ساز فکر کرده است که چون به یک موضوع روز سیاسی به صورت مستقیم پرداخته است و یا به صرف این که نام چند نفر آدم سیاسی شناخته شده و اعضای خانواده هایشان و ارتباطات آنان با کشورهای دیگر به طور مستقیم و بی پرده در فیلم ذکر شده است دیگر خیلی سیاسی کار کرده است!!! اما سیاسی بودن به این چیز ها نیست.

باید دید این فیلم چه اطلاعات جدید یا مهم سیاسی را در اختیار مخاطب می گذارد، تمام مطالب مطرح شده در فیلم، اطلاعات سوخته و تکراری است که مردم در همان ماه های اول یا بهتر بگویم از همان روز های اول بعد از انتخابات از طریق رسانه ها به آن دست یافتند و از زیر و بم مسائل مربوط به انتخابات مطلع شده و نیز از طرق مختلف رابطه های مطرح شده مخالفان با خارج از کشور به صورت واضح و آشکار به برای مردم مطرح شده است، این فیلم فقط تکرار مکررات است. در واقع اطلاعات مردم فراتر و بیشتر از اطلاعاتی است که فیلم ساز در فیلمش مطرح می کند.

من در این نوشته اصلآ  قصد ورود به داستان فیلم، محتوای آن و یا حتی مسایل فنی مربوط به این فیلم را نداشته و در مورد آن صحبت نکرده ام که این بحث، مجالی دیگر می طلبد، اما میخواهم بگویم که برای " سیاسی ترین فیلم " بودن صرفآ ادعای فیلم ساز کافی نیست.

tala 203 ak3baz.ir%20 13  مجموعه عکسهای پشت صحنه فیلم قلاده های طلا   tala 203 ak3baz.ir%20 7  مجموعه عکسهای پشت صحنه فیلم قلاده های طلا   tala 203 ak3baz.ir مجموعه عکسهای پشت صحنه فیلم قلاده های طلا

پشت صحنه ی قلاده های طلا

البته در این که فیلم " قلاده های طلا " یک فیلم کاملآ سیاسی است شکی نیست اما ای کاش تهیه کننده یا مسوول تبلیغات و یا حتی کارگردان این فیلم ملاک های خود را برای " سیاسی ترین فیلم سینمایی ایران " بودن اعلام نمایند تا سوالات متعددی که در ذهن مخاطبان و اهالی سینما در این خصوص مطرح شده است بی پاسخ نماند.

این فیلم ممکن است به لحاظ کارگردانی یا از نگاه های فنی دیگر، فیلم قابل قبول یا برجسته ای به نظر بیاید ( که از طالبی چنین انتظاری هم می رود ) اما آنچه مسلم است، این فیلم سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران نیست و این ادعایی است صرفآ برای تبلیغات و گیشه، که شاید تا حدودی هم موثر واقع شده باشد.

در پایان ذکر یک مطلب را ضروری می دانم، در سینمای جهان معمولآ این منتقدان و اهالی سینما هستند که چنین القاب و صفاتی را به فیلم ها یا فیلم سازان می دهند و تا کنون هیچ فیلم سازی ادعا نکرده که مثلآ ؛ خنده دار ترین فیلم یا وحشت ناک ترین فیلم یا پلیسی ترین فیلم یا هیجان انگیز ترین فیلم و یا ... را ساخته است بلکه این منتقدان، سینما گران و حتی گاهی مخاطبان عادی و معمولی هستند که با توجه به درجه و میزان اثر گذاری یک فیلم سبک و ژانر یک اثر را مشخص نموده و چنین صفات یا القابی را به هنرمند یا اثر او اعطا می نمایند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 9:20  توسط معراجی  | 
 

شعر ماندگاری که در این پست آمده از زنده یاد احمد شاملو است 

زنده یاد فرهاد هم آن را به صورت یک ترانه ماندگار اجرا کرده است.

کوچه ها باریکن دکونا بسته س

خونه ها تاریکن طاقا شیکسته س

از صدا افتاده تار و کمونچه

مرده می برن کوچه به کوچه

نگاه کن! مرده ها به مرده نمی رن

حتی به شمع جون سپرده نمی رن

مث فانوسی ین که اگه خاموش شه

واسه نف نیس هنو یه عالم نف توشه

جماعت! من دیگه حوصله ندارم

به خوب امید و از بد گله ندارم

گر چه از دیگرون فاصله ندارم

کاری با کار این قافله ندارم

کوچه ها باریکن دکونا بسته س

خونه ها تاریکن طاقا شیکسته س

از صدا افتاده تار و کمونچه

مرده می برن کوچه به کوچه ...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 8:55  توسط معراجی  | 
 

برتولت برشت بارها بخاطر عقایدش مورد آزار قرار گرفت.
روزی برشت پای میز محاکمه قرار گرفته بود
قاضی 
: اسم شما؟
برشت : خودتان که می دانید!
قاضی : می دانم. اما شما خودت باید بگویی
برشت : خوب مرا بخاطر برتولت برشت بودن محاکمه می کنید دیگر چرا باید اسمم را بگویم؟
قاضی : با اینحال باید اسمتان را بگویید ( و با صدای آمرانه ادامه داد ) اسم؟
برشت : من که گفتم برشت هستم
قاضی : ازدواج کرده اید؟
برشت : بله!
قاضی : با چه کسی؟
برشت : با یک زن!!!
( در این لحظه خنده حضار دادگاه را فرا گرفت)
قاضی : شما دادگاه را مسخره می کنید؟
برشت : اصلا این هدف را نداشتم
قاضی : پس چرا می گوئید با یک زن ازدواج کرده اید؟
برشت : واقعا با یک زن ازدواج کرده ام.
قاضی : ( با تعجب ) مگر کسی را دیده اید که با یک مرد ازدواج کند؟
برشت : بله
قاضی :( با تعجب و کمی عصبانیت ) چه کسی؟
برشت : همسر من . او با یک مرد ازدواج کرده است!
(و باز خنده حضار فضای دادگاه را فرا گرفت)
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 13:33  توسط معراجی  | 
 

یک فصل پر از عطر گل یاس سپید

تقدیم به تو سپیده ی صبح امید

روزی که نگاهم به جمالت افتد

آن روز برای من شود عید سعید

 

زمستان ۱۳۸۳

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 10:26  توسط معراجی  | 
 

پیام روز جهانی تئاتر در سال ۲۰۱۲ میلادی

هر ساله روز جهانی تئاتر در روز  ۲۷ مارچ ( برابر با هشتم فروردین ) در سراسر دنیا جشن گرفته می شود و انیستیتوی بین المللی تئاتر به همین مناسبت پیامی یکی از هنرمندان سرشناس و توانای تئاتر دنیا را منتشر می نماید.  این انستیتو از "جان مالکویچ"  هنرپیشه مطرح آمریکایی خواسته است که پیام امسال را بنویسد که متن کامل آن در ذیل آمده است:

متن پیام جان مالکویچ ( بازیگر سرشناس تئاتر )

به مناسبت روز جهانی تئاتر

مفتخرم که انیستیتوی بین المللی تئاتردر یونسکو از من تقاضا کرده است تا برای گرامیداشت پنجاهمین سال روز جهانی تئاتر سخن بگویم، سخن کوتاه من خطاب به همکاران، هم قطاران و رفقایم در تئاتر است.

امید که آثارتان گیرا و اصیل باشد. امید که ژرف‌ باشد و پر‌احساس. باشد که به ما کمک کند تا به این پرسش بیاندیشیم که معنی انسان بودن چیست؟ و امید که این اندیشه با دل ها، با پاکدلی و پاک‌اندیشی، و با شرف متبرک شود. امید که بر دشمنی ها چیره شوید، بر سانسور، فقر و پوچگرایی؛ همانگونه که بسیاری از شما به آن متعهد شده‌اید. امید که درخشان و پرتوان باشید تا به ما پیچیدگی‌های تپش قلب آدمی را بیاموزید، و کنجکاوی و فروتنی را، که آن را دست‌‌آورد یک عمر خود ساخته‌اید. امید که بهترین‌های شما - چرا که بهترین‌ها را طلب می کنید - آن هم در ناب ترین و گذراترین لحظه -  چارچوبی بیابید برای این بنیادین ‌ترین پرسش:  چرا زیست می کنیم؟

                                          خدا نگهدار - جان مالکویچ

/زبان اصلی پیام را از اینجا بخوانید.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 9:59  توسط معراجی  | 
 

سال ۱۳۹۱

مبارک

ازخداوند متعال برای همه

آرزوی سلامتی و

برکت در دنیا و آخرت می کنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 10:9  توسط معراجی  | 
 

آه ای پنجره ها

                    همچنان بسته بمانید

                                            خزان است

                                                         هنوز

                                                             و هوا سخت غبار آلود است

شمع ها خاموش اند از وزش باد خزان

                                        گل ها پژمرده

                                             شاپرک افسرده

                                                       بلبلان سر شار از نغمه غمبار سکوت

آه ای پنجره ها

                              بسته بمانید

                                                  خزان است

                                                                 ـ هنوز ـ

 

۱۳۸۲/۲/۲۵

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 10:51  توسط معراجی  | 
 

پایان تلخ ۱۳۹۰

به گزارش خبرگزاری هنر ایران «آرت نا»،  مرحوم سیمین دانشور عصر روز پنج شنبه مورخ ۱۸/۱۲/۱۳۹۰ ساعت 16:30 به دنبال سه آنفلوانزایی که پی‌درپی دچار شد فوت کرد.
مراسم تشییع مرحوم سیمین دانشور روز یکشنبه 10 صبح از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد.


 طبق گفته اطرافیان -  دانشور ظهر دیروز پس از صرف ناهار و داروها برای استراحت به خواب می‌رود که اطرافیان در هنگام مراجعه به وی در می‌یابند که ایشان فوت کرده است و پس از آن مرحوم دانشور به بیمارستان پارس منتقل می گردد.
به گفته حمیدی، تا صبح یکشنبه 21 اسفندماه دانشور در بیمارستان پارس خواهد ماند و در این روز در ساعت 10 صبح از مقابل تالار وحدت تشییع می‌شود.
این مقام مسئول اضافه کرد: بنده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیگیر امور هستم تا بتوانیم مراسم خوب و درخوری را برای وی برگزار کنیم.
حمیدی ادامه داد: مرحوم سیمین دانشور صبح یکشنبه پس از تشییع در قطعه هنرمندان می‌آرامد.

سیمین دانشور را نخستین زن ایرانی می دانند که به طور حرفه ای به داستان نویسی رو آورد.
او متولد هشتم اردیبهشت سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز بود.
دانشور با تحصیل در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، در رشته ادبیات فارسی دکترا گرفت، چند سالی به تحصیل در دانشگاه های آمریکا در رشته های زیبایی شناسی و نمایشنامه نویسی پرداخت و پس از بازگشت به ایران، در هنرستان هنرهای زیبا و دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد.
«آتش خاموش» نخستین اثر داستانی او بود که در سال ۱۳۲۷ منتشر کرد. سیمین دانشور در همان سال با جلال آل احمد، نویسنده و مترجم ایرانی، آشنا شد و این آشنایی به ازدواج انجامید.
سووشون (انتشارات خوارزمی، چاپ تیر ۱۳۴۸) معروف ترین رمان اوست که در سال درگذشت جلال آل احمد، منتشر شد. این رمان به هفده زبان ترجمه شده است.
«شهری چون بهشت»، «به کی سلام کنم»، «جزیره سرگردانی»، «ساربان سرگردان» و مجموعه مقالات «شناخت و تحسین هنر» از دیگر آثار اوست.
سیمین دانشور همچنین با ترجمه آثاری از برنارد شاو (سرباز شکلاتی)، آنتوان چخوف (دشمنان)، آلن پیتون (بنال وطن)، ناتانیل هاثورن (داغ ننگ) و غیره در معرفی نویسندگان برجسته جهانی به مخاطبان فارسی زبان نقش موثری داشت.
گفتنی است سیمین دانشور عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.


فصل جدید در رمان نویسی ایران
منتقدان، آشنایی و همنشینی او با چهره های سرشناسی چون بدیع الزمان فروزانفر، صادق هدایت، فاطمه سیاح و نیما یوشیج را در شکل گیری شخصیت مستقل، نگاه واقع گرایانه و نثر ادبی او بی تاثیر نمی دانند.
رضا براهنی، نویسنده، شاعر و منتقد ادبی در باره دانشور چنین می گوید: دانشور با کتاب سووشون فصل جدیدی را در رمان نویسی ایران افتتاح کرد. سووشون بدون شک یکی از مهم ترین رمان های زبان فارسی است.
به گفته براهنی، سیمین دانشور  آغاز کننده رمان زنانه در ایران است.
  روایت زن به وسیله زن با قصه سووشون شروع شده و لحن زنانه در داستان با زبان او شروع می شود.
محمدعلی سپانلو، شاعر، مترجم و منتقد ادبی گفت: سیمین دانشور را از بزرگ ترین نویسندگان ایرانی می دانم، در کنار هوشنگ گلشیری، محمود دولت آبادی، احمد محمود، و اسماعیل فصیح.
همچنین منیرو روانی پور، داستان نویس گفت: که آثار سیمین دانشور بر تعداد زیادی از نویسندگان ایرانی تاثیر گذاشته است. او با اشاره به رمان سووشون گفت:  خواندن این رمان باعث کشش به سوی ادبیات و علاقمندی به شناخت جامعه ام شد.
مجموعه «چهل طوطی» شامل داستان‌ها و افسانه‌های هندی با ترجمه مشترک سیمین دانشور و جلال آل‌احمد به تازگی پس از سال ها در ایران منتشر شده بود.
سیمین دانشور فرازهایی از خاطرات خود از زندگی با جلال آل احمد را در کتاب «غروب جلال» روایت کرده است؛ این زوج صاحب فرزند نمی شدند و جلال آل احمد نیز در کتاب «سنگی بر گوری» به روایت مشکلات مربوط به ناباروری و بخش هایی از زندگی خصوصی اش با سیمین دانشور پرداخته بود.
رمان«کوه سرگردان» سومین رمان از سه گانه داستانی «جزیره سرگردانی» و «ساربان سرگردان» است که هنوز منتشر نشده است.

گزیده آثار سیمین دانشور
«آتش خاموش» ۱۳۲۷
«بتاتریس» اثر آرتور شنیتسلر ،۱۳۳۲
«رمز موفق زیستن » اثر دیل کارنگی ،۱۳۳۲
«کمدی انسانی» اثر ویلیام سارویان، ۱۳۳۴
«شهری چون بهشت »۱۳۴۰
«باغ آلبالو» اثر انتوان چخوف ، ۱۳۴۷
«سووشون» ۱۳۴۸
«بنال وطن» اثر آلن پیتون ،۱۳۵۱
«مسائل هنرایران» ده شب، شبهای شاعران و نویسندگان ایران ، ۱۳۵۶
«به کی سلام کنم؟» ۱۳۵۹
«غروب جلال » ۱۳۶۰
« ماه عسل آفتابی» ترجمه از نویسندگان مختلف ،۱۳۶۲
«شناخت و تحسین هنر» مجموعه مقالات ۱۳۵۷
«از پرنده های مهاجر بپرس» ۱۳۷۶
«ساربان سرگردان » ۱۳۸۰
«شاهکارهای فرش ایران»

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 13:41  توسط معراجی  |